|
|
|
|
|
600 کارگر شرکت ایرانکیش اخراج شدند طی سه ماه 600 کارگر شرکت ایران کیش، پیمانکار پالایشگاه گاز فازهای 6،7و8 عسلویه اخراج شدند. شرکت مذبور از اوایل فروردین امسال شروع به اخراج تدریجی کارگران در دسته های 30،40 نفره کرد و تا پایان خرداد همه کارگران خود را اخراج نمود. این کارگران در شرایط سخت گرما بدون کمترین امکانات ایمنی و بهداشتی و سرکار داشتن مستقیم با پشم شیشه با حقوق ناچیز و ساعات کار طولانی مجبور به کار بوده اند. کارفرما با استفاده از اخراج تدریجی و دسته، دسته کارگران از امکان اعتراض گسترده آنها جلوگیری کرده است و موفق شده که تا کنون علی رقم اخراج حقوق بسیاری از کارگران را نپردازد. خیلی از این کارگران برای رسیدگی به وضعیتشان و همچنین درخواست بیمه بیکاری به اداره کار و تأمین اجتماعی شهرستان کنگان و عسلویه مراجعه کرده اند، مسؤلین اداره کار خود را از هر گونه دخالتی برهذر داشته و گفته اند موضوع به ما ارتباط ندارد و مسؤلین سازمان تأمین اجتماعی هم گفته اند در صورتی به شما بیمه بیکاری تعلق می گیرد که شرکت ایران کیش حداقل یک سال دیگر کار داشته باشد و به جای شما کسانی دیگر را استخدام نماید، بنایراین به هیچ یک از شما بیمه بیکاری تعلق نمی گیرد. لازم به ذکر است که بعد از اخراج همه کارگران، شرکت ایران کیش هم اکنون حدود 50 نفر از کارگران سابق خود را به طور روزمزد استخدام کرده و معلوم نیست تا چه مدت دیگر فعال خواهد بود. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت توسط انجمن کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
|
|
||
|
|
|
|
|
اطلاعیه سرکوب و اعمال فشار بر کارگران معترض یک آن توقف ندارد، گوئی زندگی کارگر در ایران غیر از این ممکن نیست، باید هر لحظه دندانهای تیز کرده کارفرمایان و کل نظام سرمایه داری را ببیند که آماده کندن هر آنچه ازکمترین بقایای امکان امرار معاش برای خود و خانواده اش است. حکم عدالت دیوان عدالت اداری یه اخراج 9 نفر از کارگران شرکت واحد به جرم شرکت در اعتصاب سال 84 در اعتراض به شرایط کار و زندگی، پایین بودن دستمزد و برخورداری از حق داشتن سندیکا بازداشت و مدتها زیر انواع فشارهای اطلاعات قرار داشتند نمونه ای دیگر از ضدیت با منافع کارگر و مورد تعرض قرار دادن حقوق او به شیوه رسمی است که از سوی مرجعی عالی در امر قضائی یعنی دیوان عدالت اداری صادر می شود. سعید ترابیان، رضا فاضلی، علی اکبر پیرهادی، سعید رضا نعمتی پور، منصور حیات غیبی، عطا باباخانی، سلطان علی شکاری، وهاب محمدی و علی تأخیری هیچ جرمی مرتکب نشده و فقط حقوق خود را مطالبه کرده اند. صدور حکم اخراج برای این کارگران تعرض آشکار به حقوق آنها و همه کارگران ایران است. ما صدور این حکم را شدیدا محکوم می کنیم و خواهان بازگشت به کار و پرداخت خسارت دوران بیکاری به آنان می باشیم. انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه 22/5/1387 |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت توسط انجمن کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
|
|
||
|
|
|
|
|
حکم زندان و شلاق برای فعالان کارگری شرکت کننده در مراسم روز جهانی کارگر 87 صادر گردید روز شنبه از سوی شعبه 101 دادگاه سنندج برای چهار نفر از شرکت کنندگان در مراسم گرامیداشت روز جهانی کارگر حکم شلاق و زندان تعیین گردید. این افراد به اسامی 1- سوسن رازانی به 9 ماه زندان و 70 ضربه شلاق، 2- سید غالب حسینی به 6 ماه زندان و 50 ضربه شلاق، 3- شیوا خیرآبادی به 4 ماه زندان و 15 ضربه شلاق و عبداله خانی (عبه نجار) به 91 روز زندان و 40 ضربه شلاق از سوی دادگاه محکوم شده اند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت توسط انجمن کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
|
|
||
|
|
|
|
|
درگذشت خسرو جهانشاهی فعال کارگری و عضو سندیکای کارگران نقاش را به خانواده اش و همه کارگران حق طلب تسلیت می گوئیم. انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه 19/5/1387 |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت توسط انجمن کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
|
|
||
|
|
|
|
|
مصاحبه با یکی از کارگران پلی اتیلن سنگین کرمانشاه لطفاً خودتان را معرفی کنید و بگوئید چند سال است که مشغول بکار هستید؟ اینجانب موسی برزنجه ساکن شهرستان سنندج و حدود8 سال است مشغول به کار لوله کشی صنعتی(فیتری)می باشم که اکثراً بصورت قرارداد موقت در پروژه های پتروشیمی و نفت و گاز کار می کنم. در حال حاضر کجا مشغول بکارید و شرایط شغلی شما چطور است؟ در حال حاضر در پروژه پتروشیمی پلی اتیلن سنگین کرمانشاه مشغول میباشم و شرایط کاری آن همانطور که قبلاً عرض کردم بصورت قرارداد سفید موقت است و تعداد ساعات کاری آن 12ساعت در روز میباشد که در قبال آن ، حقوق و مزایای حاصل جوابگوی این تعدادساعات کاری و خرج و مخارج زندگی نمی باشد در حالیکه شغل اینجانب از لحاظ کاری بسیار سنگین و مشقت بار است اما از لحاظ رفاه کاری و شرایط حقوقی و مزایا اصلاً قابل مقایسه نیست. در محل کار شما که پتروشیمی پلی اتیلن سنگین کرمانشاه است چند نفر مشغول بکارند؟ و از چه شهرهایی آمده اند؟ در این پروژه حدوداً 850 نفر مشغول بکارند که اکثراً از شهرهای ایذه ،مسجدسلیمان،اهواز ،سنندج و کرمانشاه آمده اند. وضعیت غذا و خوابگاه چطور است؟ وضعیت غذا و خوابگاه اصلاً قابل تعریف نیست چون غذای آن در یک جای کاملاً غیربهداشتی و عمومی پخت میشود که کیفیت آن نیز اصلاً جوابگوی نیازهای بدنی انسان نمی باشد و همچنین خوابگاه آن از امکانات رفاهی مانند یخچال و تلویزیون برخوردار نمی باشد و بهداشت آن کاملاً صفر است. درمورد وضعیت ایمنی و بهداشت چطور است؟ وضعیت ایمنی و بهداشت آن همانطور که قبلاً عرض کردم صفر است و نمونه بارز آن اینکه هر رزو تقریباً یک نفر آسیب می بیند و تا کنون حدود 50 نفر از این پرسنل از ارتفاع پرت شده اند و حال بعضی از آنها وخیم می باشد . چون ایمنی شرکت از خود کارفرما(شرکت سازه)میباشد اکثراً در گزارش حوادث را کتمان می کند چون مجبور است این کار را انجام دهد در غیر اینصورت با برخورد قاطع کارفرما روبرو خواهد شد یعنی در واقع اگر بزرگترین حادثه برای شخصی اتفاق بیافتد ایمنی مجبور است که گزارش را بر اثر بی احتیاطی شخص صدمه دیده اعلام کند .یکی از کارهای ناایمن این شرکت وضعیت بد داربست بندی این شرکت می باشد که اصلاً قابل اطمینان نبوده و چون پرسنل متخصص وکاردانی را استخدام نکرده واکثراً حقوق آنها پایین است.َ آیا شما عضو تشکل یا نهاد کارگری هستید؟ خیر عضو تشکل یا نهاد کارگری خاصی نمی باشم اما با معرفی که بچه ها کرده اند مایلم که عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران باشم چون اتحادیه آزاد کارگران در حال حاضر تنها نهاد و تشکلی است که همه کارگران می توانند حق و حقوق خود را از این طریق جستجو کنند و امیدوارم که روزی فرارسد که تمام کارگران ایران عضو این اتحادیه شوند تا بهتر و راحت تر بتوانند احقاق حقوق کنند. برگردیم به محل های کارگری از جمله محل کار شما ، آیا شما راهکار یا پیشنهادی دارید که بتوان کارگران آنجا را متحد کرد؟ بله تنها راه چاره تمام کارگران نه تنها در این شرکت بلکه در تمام دنیا برگزاری مجمع عمومی کارگری و شورای کارگری است .اگر کارگران بتوانند بطور منظم در محل کار خود مجمع عمومی برگزار کنند و در آن مجمع چند نفر آگاه و خبره را انتخاب کنند بهتر می توانند احقاق حقوق کنند البته در اینجا چون امکان برگزاری مجمع عمومی نیست بهترین راه آگاهی دادن به کارگران ومتحد کردن آنها می باشد مثلاً از طریق دادن مقالات کارگری به کارگران که برگرفته از سایت اتحادیه آزادکارگران ایران میباشد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت توسط انجمن کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
|
|
||
|
|
|
|
|
جوانمیر مرادی و سعید حضرتی اخراج شدند سعید حضرتی بعد از آزادی از اداره اطلاعات نیروی انتظامی عسلویه به مدت یک هفته دوباره بر سر کارش در شرکت "اویک" مشغول به کار شد اما به خاطر تهدیدات اطلاعات و"زمانی" رئیس حراست شرکت ناچار به استعفا اجباری گردید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت توسط انجمن کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت توسط انجمن کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
|
|
||
|
|
|
|
|
دوره هائی از رویاروئی طبقاتی بر سر مسئله تشکل تهاجم به حقوق پایه ای طبقه کارگر و تلاش برای تنزل سطح معیشت خانواده های کارگری هر جا که تشکلهای کارگری موجود بوده با یورش به آنها و با درهم شکستنشان کلید خورده و هر جا یا هرگاه که تشکلی وجود نداشته سرمایه داری با ایجاد فضای رعب ووحشت برای زدودن اندیشه متشکل شدن در میان کارگران به شیوه های گوناگون متوصل شده است. ابزار تشکل کارگران که آن را خود ایجاد کرده و در خدمت خود در مقابل کافرما به کار گرفته اند کلید دروازه دژی بوده که برای به دست آوردن حقوق خود در آن نیرو جمع کرده وحفاظت از دست آوردها خود را در آن میسر ساخته است،و کارفرمایان در مقابل برای ورود به آن دژ و چنگ انداختن به اندوخته های کارگران در اولین گام اقدام به دردست گرفتن "کلید" یعنی انهدام تشکلهای کارگران کرده اند. در هیچ جای دنیای تحت حاکمیت نظام سرمایه داری هیچ تک کارگری نتوانسته به اندک ترین حق خود برسد، برعکس دست یافتن به هر حقی از حقوق کارگر در گرو اتحاد و همبستگی جمعی کارگران بوده هرچند ممکن است در بعضی از مبارزات متحدانه آنان تشکل با نام و نشانی هم موجود نبوده، اما اصل مهم واساسی به سوی ایجاد تشکل یعنی باهم بودن و یک دل و یک سو بودن در میان کارگران زنده و پویا بوده است. اقدام به اعتصاب به خودی خود نشانه روشن و عامه فهمی از با هم بودن کارگران اعتصابی بوده. این مسئله در ایران محدود به دوران بعد از انقلاب نبوده.در سالهای قبل از انقلاب کارگران در بعضی مراکز کارگری مانند صنعت نفت و چاپ وشرکت واحد اتوبوسرانی بعد از مدتها مبارزات متحدانه بر سر مطالبات خود به موضوع دادن شکل ویژه به همبستگیشان و تحمیل به رسمیت شناخته شدن آن به دولت موفق به ایجاد تشکلها و دست یافتن به مواردی از حقوق خود بوسیله قدرت سازمان یافته شدند. در آن دوران نظام سرمایه داری و کارفرمایان، یک آن از بازپس گیری دست آوردهای تا آن زمان کارگران بویژه درهم شکستن تشکلهایشان قافل نبودند، همزمان با قلع وقم کردن اتحادیه ها ،سندیکا و شورهای کارگران اقدام به ایجاد تشکلهای زرد کردند تا بتوانند از طریق آن کارگران را از تشکلهای واقعی خود جدا کرده و در آنچه که خود به عنوان تشکل کارگری برای حفظ منافع کارفرمایان در خدمت گرفته بودند به کنترل خود در آورند. کارفرمایان توانستند خیلی از تشکلهای کارگران را درهم بشکنند اما کارگران نیز با وجود سرکوبها و به کارگیری انواع حقه ها توسط کارفرمایان و ادارات و وزارتخان های حامی آنان برای خنثی کردن نقش تشکلها، مدام به مبارزات خود ادامه می دادند. نتیجه آن مبارزات بعد از انقلاب وسیعا به بار نشست. با استفاده از همان تجارب سال58 کارگران ایران در بعضی از مراکز دیگرهم اقدام به ایجاد شوراهای خود کردند. برای یک دوره کوتاه کارفرمایان توان مقابله جدی با کارگران متشکل را نداشتند تا جائی که هر کارفرما و مدیر کارخانه ای که به بهانه های مختلف می خواست کارخانه را به تعطیلی و ورشکستگی بکشاند و کارگران را بیکار سازد یا کارخانه هائی که صاحبان و مدیرانشان فراری شده بودند خود کارگران مدیریت واداره کارخانه را به دست می گرفتند و به تولید ادامه می دادند.ادامه آن وضعیت که کاگران تا آن حد جلو آمده بودند و شرایط استثمار شدید برای کارفرمایان را تنگ کرده بودند، برای سرمایه داری ایران قابل تحمل نبود. کارگران متشکل از به تعطیلی کشاندن کارخانه ها و جاری کردن سرمایه ها در بازار و تجارت توسط صاحبانشان جلوگیری می کردند و اجازه نمی دادند صاحبان سودجو با اعلام ورشکستگی هزاران خانواده کارگری را از زندگی ساقط کنند. تنها راه حل سرمایه داری درهم شکستن شوراهای کارگران بود که آن را به عنوان قدم اول در دستور کار قرار داد و تمام توان خود را برای این منظور به کار بست، از هر ابزارسرکوبی استفاده کردد تا شوراها را از دست کارگران ورهبران آنها بگیرد واز محتوای کارگری تهی گردانده، با گماردن افراد وابسته به وزارت کار تشکلهای واقعی آن زمان کارگران را به تشکلهائی کاملا ضد کارگری و مدافع منافع کارفرمایان تبدیل کردد. با بازداشت فعالین شوراها و عقب راندن کارگران متشکل، تشکلهای تهی شده از محتوای واقعی خود، وظیفه کنترل کارگران را به منظور جلوگیری از اعمال اراده و براه انداختن اعتراضات کارگری به عهده گرفت و خیلی از کارگران که درک و شناخت درستی از وظیفه تشکلهای کاذب را نداشتند به دنباله رو گردانندگان ضد کارگری آنها تبدیل گشته و نسبت به منافع خود به عنوان کارگر بیگانه شده و به بیراهه کشانیده شدند. اقدام سرمایه داری ایران در عقب راندن کارگران در دفاع از دست آوردهای آن زمان هم خشن و رودررو بود و هم توهم آفرین. فعالین کارگری و کارگران متشکل در تشکلهای خود را مورد اذیت و آزار و تحت فشارهای مختلف گذاشت و از کار اخراج نمود که به آن ترتیب کارگران به خاطر از دست دادن رهبران و فعالین تشکلهای خود دیگر قدرت مقابله متحدانه با کارفرمایان را نداشتند و عملا شوراها و دیگر تشکلهای کارگری منحل شدند. اما ماجرا به همان ختم نشد بلکه برای جلوگیری از تکرار ایجاد تشکلهای کارگری توسط خود کارگران کارفرمایان با گماردن عوامل خود تشکلهای تسخیر شده کارگران را یا با همان نام و عناوین یا با افزودن عنوانهای دیگری در جهت منافع خود به کار گرفتند. خانه کارگر که تا قبل از در هم شکسته شدن تشکلهای واقعی کارگران تشکلی کارگری بود به دست نمایندگان کارفرمایان افتاد و با همان نام اما با هدف به بی راهه بردن کارگران در جهت تسهیل سرکوب به فعالیت ادامه داد و شوراهای واقعی نیز از کارگران گرفته به جای آنها شوراهای اسلامی کار که وظیفه ای جزء کمک به کارفرمایان در سرکوب و اخراج کارگران مبارز را نداشتند به طبقه کارگر تحمیل شدند. از آن زمان به بعد کارگران خلع سلاح شده (خلع سلاح شده به معنی محروم گشته از ابزار دفاعی خود یعنی تشکلها) در برابر هجوم کارفرمایان بسیار ضربه پذیر شدند و هر روز مراکز کارگری صحنه دست درازی کارفرمایان به حقوق کارگران بوده. کوچکترین اعتراض کارگران به شدیدترین شیوه سرکوب می شد. در طول آن دوران بسیاری از دست آوردهای کارگران پس گرفته شدند، ساعات کار طولانی شد، اضافه کاری اجباری گشت، تسهیلات رفاهی کارگران منحل شد وهمزمان و به دنبال آن موج اخراجها به راه افتاد، قراردادهای موقت جای استخدام رسمی گرفت و خیلی از مصائب دیگری که گریبان کارگران را گرفت و هنوز هم بر شدت آنها افزوده می شوند. در اجرای تحمیل همه بی حقوقیها به کارگران شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر نقش بسزا داشته اند. هر وقت در میان کارگران کارخانه ها زمزمه ای از دفاع از حقوق خود و مقابله با دست درازیهای هر روزه کارفرما به گوش رسیده عوامل شوراهای اسلامی کار بوده اند که بلافاصله به کارفرما خبر داده اند و باعث اخراج کارگران آگاه و معترض شده اند که در نتیجه آن کارفرما توانسته است بقیه کارگران را مرعوب و مطیع کند. اماعلی رقم همه آن سرکوبها و فضای سخن چینی هیچ وقت طبقه کارگر ایران به طور عموم مرعوب و تسلیم سیاستهای مرعوب کننده و تلاش کارفرمایان برای ایجاد فضای بی اعتمادی در میان کارگران نشده اند. همیشه بخشی از کارگران آگاه چه در میان و در مراکز کارگری و چه بیرون از آن مشغول فعالیت در جهت متحد کردن کارگران حول مطالبات انسانی خود بوده اند و هیچ وقت میدان برای یکه تازی کارفرما و عوامل آن خالی نگذاشته اند و در این راه بهاء وتاوانهای زیادی پرداخته اند. از بازداشت و فشار وارد کردن بر فعالین گرفته تا اقدامات کارفرمایان که با کمک شوراهای اسلامی، کارگران معترض و فعالین آنها را با اخراج، کسر حقوق و تهدیدات دیگر مواجه کرده اند همه تاوانهائی هستند که کارگران ایران پرداخته اند. و علاوه بر آن با تبلیغات ضد کارگری ، عموم کارگران را از هم سوئی با فعالین خود با تبیلغات واهی مانند وابسته بودن آنها به احزاب و گروههای سیاسی مخالف دولت ترسانده اند. با گذشت زمان، از یک طرف دست اندازی افسار گسیخته کارفرمایان به معیشت و سلامت و هستی کارگران و از طرف دیگر مقاومت کارگران در مقابل زیاده خواهیهای وحشیانه کارفرما و نقش کارگران آگاه و فعالین کارگری در ایجاد همبستگی و صف مقابله در برابر تعرض کارفرما که در نتیجه آن در بسیاری از اعتراضات و اعتصابات موفقیتهائی از آن کارگران به دست آمده، روحیه اعتماد در بین کارگران روزبروز نسبت به فعالین ورهبران خود بیشتر گشته. تصویر روحیه تمایل به اتحاد و اعتماد به فعالین کارگری در میان کارگران از اوایل دهه 80 بسیار واضح و شفاف تر نمایان شده است. با گذشت بیش از دو دهه سرکوب شدید و ترساندن کارگران از اتحاد و تشکل یابی دهه 80 مقطع تاریخی ای بود که کارگران بعد از سالیان طولانی از مبارزه خود توانستند دریچه ای به سوی امید به بهبودی در زندگیشان را بگشایند. گرچه تا قبل از آن هم کارگران در مراکز و کارخانه های مختلف اعتصابات و اعتراضات مهمی مانند اعتصاب کارگران نفت و نساجیهای مختلف براه انداخته و در مواردی موفقیتهائی نیز کسب کرده بودند، اما اوایل دهه 80 کارگران توانستند شهامت خود را بر ایجاد تشکلهای واقعی کارگری با جدیت و در عمل به نظام سرمایه داری ایران به نمایش بگذارند. سرانجام در سال 83 اولین تشکلهای واقعا کارگری ظهور کردند، هرچند که هنوز هم دولت از ثبت آنها امتناع می کند، ولی کارگران علی رقم فشارها و تهدیدات از سوی کارفرمایان و اطلاعات و حراست کارخانه ها و کارگاهها مبنی بر دوری جستن از تشکلها، مصممانه و با اراده همچنان از تشکلهای خود حمایت می کنند و روزبروز بر تعداد کارگرانی که به عضویت آنها در می آیند افزوده می شود، و این گامی اساسی به جلو بود. اما در مقابل هم کارفرمایان به کمک نیروهای سرکوب و اطلاعات مشغول تلاش برای به عقب راندن کارگران بوده اند، در کنار تعرض وحشیانه کارفرمایان به ابتدائی ترین حقوق کارگران، مانند نپرداختن ماهها حقوق، زدن حقوق دیگر مانند حق بن، عیدی وپاداش و مرخصیهای سالیانه، حراست و اطلاعات هم با وسواس تمام به دنبال فعالین و کسانی که در براه انداختن اعتراضات نقش داشته اند گشته و بازداشت کرده که بعد از اذیت و آزار و مدتها نگه داشتن در بازداشت و زندان آنها را اخراج نموده اند. از زمانی که کارگران و فعالین کارگری دست به کار ایجاد تشکلهای خود شده اند تا کنون هزاران کارگر و رهبر و فعال کارگری توسط اطلاعات بازداشت شده و تحت شکنجه و اذیت و آزار و بی حرمتی قرار گرفته اند. از اعتصاب کارگران واحد که یک شبه بیش از هزار نفر آنان را بازداشت کردند تا کارگرانی که در مراسمات روز جهانی کار در شهرهای مختلف بازداشت و زندانی شدند و تا بازداشت کارگران کارگران نیشکر هفت تپه، لوله و پروفیل ساوه و لاستیک البرز جرم همه آنها مطالبات کارگری و از جمله خواست حق داشتن تشکل بوده است، و این خود گواه بسیار معتبری است از خواست و تمایل رو به گسترش کارگران به داشتن تشکلهی خود. طی شش، هفت سال گذشته کمتر اعتصاب و اعتراض بزرگ و گسترده ای رخ داده که کارگران بر خواست حق ایجاد تشکل خود پافشاری نکرده و در مقابل تلاش کارفرمایان و اطلاعات برای به عقب راند ن کارگران از مطالبه حق داشتن تشکل نسبت به دیگر خواسته های کارگران برجسته تر نبوده است. این دو رویکرد متفاوت از جانب دو طبقه متضاد به تشکلهای کارگری نشانگر اهمیت آنها در مبارزات میان کارگران و کارفرمایان و نقششان در ایجاد توازن قوای جدید است. برای کارگرانی که سابقه اعتراضات و اعتصابات داشته و با اتحاد و همبستگی توانسته اند کارفرما را هرچند به طور مقطعی عقب برانند و بر آوردن بعضی از مطالبات خود را به آنان تحمیل کنند اهمیت متشکل شدن و سازمانیابی در تشکل خود را کاملا درک کرده و به طور جدی متوجه شده اند که با داشتن تشکل می توانند نیروی خود را در مقابل کارفرما متمرکز کرده و با به کارگیری توان منسج خود رسیدن به خواسته هایشان ممکن تر و آسانتر می شود، حالا دیگر به یکی از خواسته های جدی آنها در هر اعتراضی تبدیل شده است. اما از آن طرف هم کافرمایان به همان دلیل که برای کارگران تشکل مستقلشان حیاتی است، خطر متشکل شدن کارگران را خیلی جدی تلقی کرده و می دانند که با مسلح شدن کارگران به ابزار تشکل، قدرت رویاروئی با آنان برایشان سختر خواهد شد و ناگزیر باید در مقابل مطالبات کارگران در سطح وسیعتری تسلیم شوند، و این به معنای از دست دادن بخشهائی از سودهای کلانی است که فقط از راه استثمار وحشیانه و زدن هر روزه گوشه هائی از ابتدائی ترین حقوق کارگران میسر است، بنابراین زور آزمائیهای بین کارگر وکارفرما شدیدتر شده است. کارگران با جدیت خواهان ایجاد تشکلهای واقعی خود هستند و برایش مبارزه می کنند و از آنطرف کارفرمایان به کمک نیروهای انتظامی و اطلاعاتی به شدت سرکوب می کنند و علاوه بر دهن کجی کردن به کارگران در مقابل خواسته های هر روزه آنان مانند پرداخت به موقع حقوق، لغو قراردادهای موقت، تأمین بهداشت و امکانات رفاهی در محیط کار، افزایش حقوق و غیره، بر خواست حق تشکل به طور ویژه متمرکز شده وهمچنین به طور ویژه کارگران و فعالینی که توسط اطلاعات به بهانه های گوناگون بازداشت می شوند در رابطه با ارتباطشان با تشکلها مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار می گیرند،ضمن آنکه به خاطر پیگیری مطالبات معیشتی هم از اذیت و آزار در امان نیستند. با حساسیت خاصی کارگران و فعالین بازداشت شده را بازخواست و بازجوئی می کنند که وابسته به یکی از تشکلهای موجود هستند!؟ یا از فعالین جدی ایجاد تشکل در محل کار می باشند یا نه!؟ و اگر باشند به شدت شکنجه می شوند که یا از تشکلها بریده شوند یا از ادامه فعالیت برای ایجاد تشکل جدید منصرف شوند. اما باوجود همه فشارها و سرکوبها خوشبختانه کارگران حتی کارگران پروژه ای که به خاطر شرایط ویژه کارشان از نظر اینکه کار پروژه ای مقطعی و کوتاه مدت است و کارگران ناگزیر بعد از مدتی اخراج می شوند و باید به دنبال کار به مراکز و شهرهای دیگر بروند روزبروز دارند به اهمیت سازمانیابی و متشکل شدن در تشکلهای خود بیشتر پی می برند و در محافل و جمعهای خود بر سر آن بحث می کنند. این رویکرد نسبتا وسیع کارگران به اهمیت تشکلها باید هر چه گسترده تر توسط عموم کارگران آگاه به این ضرورت به میان جمعهای بیشتر برده شود و برای عملی کردن آن گامهای جدی برداشته شود. همانطور که در بعضی کارخانه ها کارگران اقدام به ایجاد تشکل خود کرده اند، اگرهرکارگری می خواهد به خواسته هایش پاسخ داده شود،این موضوع باید به امر فوری او تبدیل شود و آن را در رأس بقیه مطالبات خود قرار دهد. ایجاد تشکل، پیوستن به تشکلهای موجود و سازمانیابی کارگران در تشکلهای خود امری عاجل و ضروری است. داشتن تشکل غیر دولتی حق کارگر است، برای ایجاد آن در هر کارخانه و کارگاه به پیش گام برداریم. جوانمیر مرادی 13/5/1387 |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت توسط انجمن کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
|
|
||
|
|
|
|
|
با شدت گیری تعرض نظام سرمایه داری ایران در دهه های گذشته به سطح معیشت کارگران و تلاش روز افزون کارفرمایان برای به عقب راندن کارگران در عرصه مبارزات حق طلبانه خود، توازن قوا را به حدی به نفع سرمایه داری تغییر داده بود که می رفت تا طبقه کارگر ایران را به موجوداتی منفرد تبدیل کرده و جزء کار طاقت فرسا به منظور تولید سود برای کارفرما وظیفه ای دیگر نشناسد. کارگرانی که قبلا تجربه گرانبهائی از متشکل بودن را پشت سر گذاشته بودند و نسبت به سرنوشت خود و همکارانشان حساس و مسئولیت پذیر بودند طی بیش از دو دهه زیر سرکوب شدید، دست آوردهای ارزنده آن دوران و قبل از همه حق داشتن تشکل واقعی و مستقل از دولت را از دست داده بودند. گرفتن حق ایجاد تشکل و پراکنده کردن کارگران کلید و راه باز پس گرفتن همه دست آوردهای طبقاتی طبقه کارگر بود که سرمایه داری ایران به درستی ضرورت آن را تشخیص داد و اقدام نمود. بعد از انحلال تشکلهای واقعی کارگری، کارگران بدون قوه دفاع در مقابل تعرضات پی درپی کارفرمایان قرار گرفتند و مدام حقوق حقه یشان را یکی پس از دیگری از دست دادند. اخراجهای دسته جمعی شروع شد ، قراردادهای کوتاه مدت یک ماهه و سفید امضاء جای قراردادهای دائمی گرفت، میزان دستمزدها به شدت کاهش یافت، پرداخت حقوقها ماهها و حتی به بیش ازسال به تعویق افتاد. اما طبقه کارگر ایران بعد از مدت طولانی ای از مبارزات و اعتراضات پراکنده در برابر سرکوبهای شدید دوباره به ضرورت متشکل بودن پی برد و در چند سال اخیر اقدام به ایجاد تشکلهای خود کرده است. تشکیل انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه نیز یکی از آن ضرورتهاست که توسط جمعی از کارگران کرمانشاه مورد اهمیت واقع شد و نسبت به ایجاد و ثبت آن در اداره کار کرمانشاه اقدام کردند. آئین نامه انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه دارای اساسنامه می باشد اما اساسنامه آن توسط اداره کار و متناسب با محدودیتهای اداری تدوین شده است که نمی تواند راه کارهای مبارزاتی مفید و مؤثری برای رسیدن به مطالبات کارگری به کارگران ارائه دهد، به همین خاطر مجمع عمومی رأی به تدوین آئین نامه ای توسط اعضاء خود داد و مواد آن را به قرار زیر به تصویب رساند. الف - وظایف انجمن: 1- انجمن متکی بر مجمع عمومی می باشد و تعین وظایف و تصمیم گیریها بواسطه مجمع عمومی برگزار می گردد. 2- انجمن برگزاری مجامع عمومی خود را اساسا در فواصل کم و بطور منظم وظیفه خود می داند. 3- رساندن اخبار کارگری ، انتشار نشریات ، برگزاری سمینارو راه اندازی سایت اینترنتی به منظور آگاه ساختن کارگران بویژه اعضاء از موقعیت صنفی و طبقاتی و حقوق خود از وظایف معمول انجمن است. 4- دفاع از اعتراضات اعضاء برای رسیدن به حقوق خود و دخالت مستقیم در محاکم و جلسات رسیدگی به اعتراضات و شکایات آنان. 5- حمایت از حقوق ومطالبات کارگران در بخشهای دیگر و همچنین ایجاد ارتباط بین اعضاء و کارگران در مراکز مختلف به منظور ایجاد همبستگی و پشت گرمی برای پیگری و رسیدن به خواستهای کارگری. 6- برگزاری مراسمات کارگری مانند مراسم روز جهانی کارگر ب – شرایط عضویت: 1- هر کارگر شاغل یا بیکار می تواند به عضویت انجمن در آید و هر زمان بخواهد به عضویت خود پایان دهد بدون هیچ مانعی حق دارد خارج شود بی آنکه هیچ حقی از انجمن مطالبه نماید 2- حق عضویت ماهیانه 1000تومان می باشد ج- ارکان انجمن،شیوه انتخابات و حقوق اعضاء: 1- هیئیت مدیره، اعضاء هیئت مدیره شامل حداقل 3نفر اعضاء اصلی و دو نفر اعضاء علی البدل می باشد. 2- بازرس، شامل 1نفر اصلی و 1نفر علی البدل. انتخاب اعضاء هیئت مدیره وبازرس توسط مجمع عمومی صورت می گیرد و هر یک از انتخاب شوندگان هر زمان که اکثریت اعضاء خواهان باشند از طریق برگزاری مجمع عمومی قابل عزل وجایگزینی می باشند. 3- اخراج هر عضو فقط توسط مجمع عمومی میسراست. 4- در موارد اضطراری مانند عزل و نصب اعضاء هیئت مدیره و بازرس با درخواست اکثریت اعضاء یا بازرس اقدام به برگزاری مجمع عمومی فوق العاده می شود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت توسط انجمن کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
|
|
||